شش محرک ضمیر ناخودآگاه در تبلیغات

شش محرک ضمیر ناخودآگاه در تبلیغات
  • شش محرک ضمیر ناخودآگاه در تبلیغات - قسمت سوم
    قسمت سوم شش محرک ضمیر ناخودآگاه در تبلیغات
    1398/06/09
  • شش محرک ضمیر ناخودآگاه در تبلیغات - قسمت دوم
    قسمت دوم شش محرک ضمیر ناخودآگاه در تبلیغات
    1398/06/09
  • شش محرک ضمیر ناخودآگاه در تبلیغات - قسمت اول
    قسمت اول شش محرک ضمیر ناخودآگاه در تبلیغات
    1398/06/09

موضوع مقاله آموزش در سایت حرفه پلاس : 6محرک ضمیر ناخودآگاه در تبلیغات

تصویر آقای مجید مجیدی

 

 مدرس آموزش

 جناب آقای مجید مجیدی

 

 

 

 

سرفصل های نوشتار

مغز مشتری

مغز قدیم

دغدغه های اصلی مغز قدیم مشتری

6محرک ضمیر ناخودآگاه در تبلیغات


حرف اول در این آموزش

ما با کمک علوم اعصاب به دنبال این هستیم که با شناخت ساختار مغز، شیوه و تصمیم‌ گیری مغز مشتری و محرک‌ هایی که بر تصمیم مشتری موثر هستند، از طریق دستگاه ‌هایی مثل اسکن مغزی،‌ بررسی امواج مغزی، حالت چهره، ردیابی حرکات چشم بتوانیم به نیاز و خواست واقعی مشتری و حرف نگفته درون ناخودآگاه مشتری برسیم.

 

تصویر شش محرک ضمیر ناخودآگاه در تبلیغات

 

مغز مشتری

هنگامی که از مغز مشتری صحبت میکنیم، از مغزی سه لایه صحبت می کنیم و این آن ها بر تصمیمات مشتری موثرند. و عبارتند از : آ) مغز جدید(مغز منطقی). ب) مغز میانی (مغز عاطفی) ج) مغز قدیم (مغز خزنده یا غریزی) همان ساقه مغز است. هر کدام از بخش ها، کارکردها و ویژگی ‌هایی دارند.

مغز قدیم

اصلی‌ ترین قسمت مغز که باید با آن ارتباط بگیریم تا بتوانیم روی تصمیمات و رفتارهای مشتری موثر باشیم، مغز قدیم است. مغز قدیم در تمام موجودات مشترک است، قسمتی از مغز است که به صورت ناخودآگاه فعالیت می ‌کند و 500 برابر سریع‌ تر از قسمت خود آگاه مغز است.

دغدغه های اصلی مغز قدیم مشتری

1. بقا و دوری از خطرات
2. کسب و حفظ انرژی
3. لذت و ادامه نسل

6محرک ضمیر ناخودآگاه در تبلیغات

1. خودمحوری: اولین دغدغه مغز قدیم، خودمان هستیم. نگران ماست تا آسیب نبینیم و خطری متوجه ما نباشد. به همین دلیل مخالف تغییر، ابهام و کار‌های سخت است و مخالف کار‌هایی است که شناختی از آن ندارد و به سمت‌ آن نمی ‌رود و همیشه ما را به عقب نگه می ‌دارد. اولین چیزی که باید به مغز قدیم مشتری ارسال شود این است که در این محصول و خدمت من چه مشکلی از تو رفع می ‌شود، چه دردی از تو کاهش پیدا می ‌کند، چه لذتی در تو افزایش پیدا می‌ کند. به همین دلیل در شروع ارتباط، تبلیغ، تیزر و متن تبلیغی باید به این فکر کرد که من مشتری شروع می ‌کنم به خواندن و مغز قدیمی دارم که در حال نگاه کردن است. آیا دغدغه ‌ای برای من دارد؟ دردی از من دوا می‌ شود؟ خطری از من دور می‌ شود؟ من را نسبت به یک خطر مصون می‌ کند؟ لذت من را افزایش می ‌دهد؟ اولین چیزی که مغز قدیم ما نگاه می‌ کند تیتر تبلیغ است. اگر تیتر تبلیغ با دغدغه، درد، لذت، خطر و سلامتیش در ارتباط باشد می‌ گوید مهم است که ادامه ‌دهم و متن را بخوانم. پس دلیلی که تیتر بر روی آن تمرکز و تاکید می‌ شود این است که مغز قدیم ما تیتر را ابتدا خواهد خواند.
2. تضاد(غیرمنتظره بودن): مغز قدیم ما یک موجود 450 میلیون ساله است. یعنی بین تمام موجودات زنده مشترک است و از لحظه خلقت این بخش مغز در سر ما فعالیت می ‌کند و نگران بقا، لذت، سلامتی و انرژی ماست. مغز قدیم ما یاد گرفته است که باید نسبت به تضادها واکنش نشان دهد و به تضادها دقت کند چون ممکن است که تضادها به او آسیب بزنند. به همین دلیل اگر در تبلیغات خودم از تضاد استفاده کنم می‌ توانم مغز قدیم را سریع درگیر کنم چون میتواند به راحتی این عدم تعادل را در لحظه تشخیص دهد. تضادهای مختلفی را می ‌توان استفاده کرد به طور مثال تضاد بین قبل و بعد از محصول ما در قالب یک داستان بیان می ‌شود. تضاد با محصول و بدون محصول ما. اگر از قیاس، تضاد و غیر منتظره بودن به خوبی بهره ببرید، مغز قدیم به سرعت با شما ارتباط می‌ گیرد.
3. ملموس بودن: ما یک مغز قدیم، نگران، ترسو و مراقبی را داریم که می‌خواهد چیزی را در محیط انتخاب کند. میوه‌ ای را بچیند و یا در مسیری حرکت کند، اگر تا دیروز سیب قرمز میچیده الان سیب سبزی بر روی درخت می ‌بیند و احتمال می‌ دهد که مثل سیب قرمز است. این یعنی ملموس بودن و ذهن قدیمی ما همیشه به دنبال این است که به سمت اطلاعات، پیشنهادات و اتفاقات ملموس حرکت کند. منظور از ملموس بودن این است که این تیزر، تبلیغ یا تصویر برای مشتری تصویری آشنا و دوستانه باشد، تصویری که قبلاً تجربه کرده و مبهم نباشد. پس مراقب باشید از تصاویر، تجربیات و استعاره‌ های آشنا برای مخاطب استفاده کنید تا مغز قدیمش ما را بپذیرد و هرچقدر سخت، پیچیده، مبهم، پر از اعداد و ارقام، متن ‌های پیوسته و بدون جذابیت،‌ اطلاعات صنعتی و تخصصی که مخاطب عام نمی ‌داند صحبت کنیم، ملموس بودن را از دست دادیم.
4. یادآوری در ابتدا و انتها: مغز قدیم وظیفه دارد تا انرژی ما را تا حد امکان ذخیره کند و نگذارد انرژی زیادی صرف کنیم. به همین دلیل است که خیلی از کار‌هایمان پس از مدتی تبدیل به عادت می‌ شوند و عادت ‌هایمان را زندگی می ‌کنیم چون عادت ‌ها انرژی زیادی از ما نمی‌ گیرند و ناخود‌گاه آن‌ ها را انجام می‌ دهیم و این چیزی است که مغز قدیم به شدت دنبال می ‌کند. مغز قدیم در شروع و پایان تبلیغ، در ابتدا و انتهای متن، در آگاه ‌ترین حالت خودش قرار دارد. پس اگر در شروع تبلیغ، نتوانسته باشم روی موضوعی دست بگذارم که برای مشتری دغدغه، ترس، لذت، خطر و ذخیره و کاهش انرژی است، مخاطب دلیلی برای خواندن و دیدن تبلیغ من ندارد. مغز قدیم در آخر که ارتباط در حال تمام شدن است دوباره فعال می ‌شود تا چیزی را از دست ندهد پس اگر در اول ارتباط مغز قدیم به این نتیجه برسد که شما برایش امن هستید و خطری ندارید و می ‌خواهیم یک خطری را هم از او دور کنید، به شما اجازه می‌ دهد وارد ارتباط شوید و شما را به عنوان فردی امن و مفید‌ در نظر می‌ گیرد و باز در پایان ارتباط آماده است که چیزی را از دست نداده باشد. 
5. تصویری بودن: به 450 میلیون سال پیش برگردیم، زمانی که زبان اختراع نشده بوده است. اگر می‌ خواستم با مخاطبم ارتباط برقرار کنم باید از طریق تصویر ارتباط برقرار می ‌کردم. به همین دلیل است که هنوز سنگ حک شده‌ هایی وجود دارد و داستان ‌هایی را برایمان نقل می کنند. چون با استفاده از زبان تصویر با یکدیگر صحبت می‌ کردیم. مغز قدیمی ما به شدت تصویری است و تصاویر را چند برابر سریعتراز متن و صدا تشخیص میدهد. تا حد امکان از متن فاصله بگیرید و به سمت تصویر حرکت کنید. چند گروه تصاویر داریم: آ) تصویر سه بعدی متحرک که خود شما و زبان بدن شماست. ب) تصاویر سه بعدی ثابت،‌ شامل فیلم‌ ها و انیمیشن ‌ها. ج) تصاویر دو بعدی ثابت یعنی دمو محصول. د) تصاویر ثابت، شامل کاتالوگ ها و بروشورها .
6. هیجان و احساس: در منابع و تحقیقات مختلف اثبات شده است هر چیزی که با احساسات و هیجانات گره بخورد، ما را بیشتر درگیر می کند. بخشی در مغز وجود دارد که به آن بادامه مغز می ‌گویند. هر آن خاطره ‌ای که با تصاویر و هیجانات گره خورده باشد در بادامه ذخیره می‌شود. هرچقدر شدت این احساس بیش‌تر باشد، امکان باز یادآوریش بیشتر می‌شود .

 

تصویر موضوع شش محرک ضمیر ناخودآگاه در تبلیغات

 

حرف آخر در این آموزش

به یاد داشته باشید، که اگر نشود احساسات مخاطب در تبلیغات درگیر کنید، ارتباط را از دست خواهید داد.

موضوعات مرتبط با موضوع آموزش 6محرک ضمیر ناخودآگاه در تبلیغات در سایت حرفه پلاس

آیا نگاه برند به مسئولیت اجتماعی ضرورت است یا اجبار؟

چگونه نوآوری داده محور منجر به توسعه کسب و کارهای الکترونیکی می شود؟

آیا در مورد مدیاهای جدید چیزی می دانید

چگونگی ایجاد ساختار رسانه ای و داشتن یک تریبون مطبوعاتی برای سازمان

آیا برای برندمان هویت بصری تعریف کرده ایم

کاربرد اصول روانشناسی در طراحی خدمات

تفاوت نرخ تبدیل ارزها و چالش جایگاه سازی برای برندهای جهانی و بین المللی در کشورهای جهان سوم

ارزش ویژه برند ( از دیدگاه مشتریان )

هویت بصری برند

اختلاط برند و محصول و تفکیک آن

بررسی نقش روانی برند

چرا باید هر چیزی را و هر کجا تبلیغ نکنیم؟

استراتژی طراحی عناصر هویت بصری برند

طراحی شخصیت برند در بازار های مد و لاکچری

ارتباط بین آژانس برندسازی و مشتری

طراحی هویت برند و مدل های مرتبط

معماری برند

شش محرک ضمیر ناخودآگاه در تبلیغات

ریبرندینگ، ضرورت ها، بایدها و نبایدها

نقد بصری تبلیغات

نقش کهن الگوها در تبلیغات برند 


نظرات شما
جهت ثبت نظر و رأی باید وارد حساب کاربری خود شوید . ورود به حساب کاربری

4

0

محصولات مرتبط